دوم: صبر در برابر گفتار، کردار، برخورد زشت فاسدان، کافران، منافقان، مشرکان.
(مزمل/۱۰) {وَاصْبِرْ عَلَى مَا یَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِیلاً.}
در برابر آنچه دشمنان میگویند شکیبا باش و به طرزی شایسته از آنها دوری کن.
(اعراف/۱۹۹) {خُذِ الْعَفْوَ، وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ.}
سوم: مَنّیت در کار نباشد هرچه حق میفرماید بدون کم و زیاد بیان کند. (اخلاص)
(نازعات/۱۷/۲۰){اِذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى فَقُلْ هَلْ لَکَ إِلَى أَن تَزَکَّى وَ أَهْدِیَکَ إِلَى رَبِّکَ فَتَخْشَى فَأَرَاهُ الاَیَةَ الْکُبْرَى}
لطائف در این آیات:
۱- علت رفتن موسی پیش فرعون: طغیان اوست (تسویه حساب شخصی نیست) بلکه مبارزه با طاغوت است.
۲- ریشه طغیان اگر خشک شود همه جا اصلاح میگردد. (مثال باتلاق و پشه مالاریا).
۳- دعوت فرعون با ملایمت و خیر خواهانهترین تعبیر: ( آیا میل داری پاکیزه شوی؟)
۴- پاک بودن خویش را به رُخ فرعون نمیکشد. (نزاکت را رعایت میکند میگوید: من پاکم بیا تا تو را پاک کنم).
۵- پاک شدن باید به طور خود جوش و اختیار کامل بوجود بیاید. نه به طور تحمیلی و اجبار.
۶- ذکر هدایت بعد از تزکیه نیز قابل توجه است.(اول بدن پاک شود تا بعد لباس پاک بتوان پوشید).
۷- نشان دادن برهان آیت محکم، دلیل قاطع.(الگوپذیری از زندگی بزرگان، صلحاء و اولیاء خدا).
چهارم: دین در چهارچوب خودش معرفی شود. نه به صورت سلیقهای و انحرافی:
برنامه ای اساسی برای دعوت یکدیگر برای عمل به اسلام:
شرائط موعظه و جذبه دینی در جامعه:
قال الصادق(ع)( سفینة البحار ماده عمل)
{کُونُوا دَعَاةَ الناسِ بِاَعْمَالِکُمْ وَ لاَ تَکُونُوا دَعاةً بِاَ لْسِنَـتِـِکُمْ.}
اول: عمل و اثر عمل بیش از اثر تبلیغ است.
حضرت علی(ع) در خطبه ۱۷۵ میفرماید:
ای مردم به خدا سوگند شما را به هیچ طاعتی تشویق نمیکنم مگر، قبلاً خودم آن را انجام دادهام و از هیچ کار خلافی شما را باز نمیدارم مگر اینکه پیش از شما از آن دوری جُستهام.
امام صادق(ع) میفرماید: (نورالثقلین ج۱ /ص ۷۵)
از کسانی که در روز قیامت عذابشان از همه شدیدتر است کسی است که سخن حقّّی بگوید و خود به غیر آن عمل کند.
(فصلت/۳۳){وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَ عَمِلَ صَالِحاً وَ قَالَ إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ.}
بهترین گویندگان دارای ۳ خصلتند:
۱- دعوت مردم به الله
۲- عمل صالح
۳- تسلیم در برابر حق. (افراط و تفریط میکنند)
(بقره/۴۴){أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنسَوْنَ أَنفُسَکُمْ وَ أَنتُمْ تَتْلُونَ الْکِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ}.
دوم: صبر در برابر گفتار، کردار، برخورد زشت فاسدان، کافران، منافقان، مشرکان.
(مزمل/۱۰) {وَاصْبِرْ عَلَى مَا یَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِیلاً.}
در برابر آنچه دشمنان میگویند شکیبا باش و به طرزی شایسته از آنها دوری کن.
(اعراف/۱۹۹) {خُذِ الْعَفْوَ، وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ.}
سوم: مَنّیت در کار نباشد هرچه حق میفرماید بدون کم و زیاد بیان کند. (اخلاص)
(نازعات/۱۷/۲۰){اِذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى فَقُلْ هَلْ لَکَ إِلَى أَن تَزَکَّى وَ أَهْدِیَکَ إِلَى رَبِّکَ فَتَخْشَى فَأَرَاهُ الاَیَةَ الْکُبْرَى}
لطائف در این آیات:
۱- علت رفتن موسی پیش فرعون: طغیان اوست (تسویه حساب شخصی نیست) بلکه مبارزه با طاغوت است.
۲- ریشه طغیان اگر خشک شود همه جا اصلاح میگردد. (مثال باتلاق و پشه مالاریا).
۳- دعوت فرعون با ملایمت و خیر خواهانهترین تعبیر: ( آیا میل داری پاکیزه شوی؟)
۴- پاک بودن خویش را به رُخ فرعون نمیکشد. (نزاکت را رعایت میکند میگوید: من پاکم بیا تا تو را پاک کنم).
۵- پاک شدن باید به طور خود جوش و اختیار کامل بوجود بیاید. نه به طور تحمیلی و اجبار.
۶- ذکر هدایت بعد از تزکیه نیز قابل توجه است.(اول بدن پاک شود تا بعد لباس پاک بتوان پوشید).
۷- نشان دادن برهان آیت محکم، دلیل قاطع.(الگوپذیری از زندگی بزرگان، صلحاء و اولیاء خدا).
چهارم: دین در چهارچوب خودش معرفی شود. نه به صورت سلیقهای و انحرافی:
نظرات شما عزیزان:
تعداد بازديد : 160